سيد محمد دامادى

418

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

با وجود همهء اين مقدّمات از ياد نبايد برد كه به قول « متنبّى » « الجوع يرضى الأسود بالجيف . . . » آنچه شيران را كند رو به مزاج * احتياج است احتياج است احتياج چنان كه در زبان انگليسى نيز آورده‌اند : 1 - « We must all bow to necessity . » ألإحتياج أمّ الإختراع 2 - « Necessity is The mother of invention . » تعليقات و توضيحات قبول ؛ [ مصدر عربى ] پذيرش ، پذيرفتن ، پسنديده و مطبوع شدن ، پذيرفته شدن در برابر [ ردّ ] : حسد چه مىبَرى اى سست نظم بر حافظ * قبولِ خاطر و لطفِ سخن خداداد است [ حافظ ، غزل 37 / 11 ص 90 ] گفتم به باد مىدهدم باده ننگ و نام * گفتا قبول كن سخن و هر چه باد باد [ حافظ ، غزل 69 / 2 ص 208 ] مزن ز چون و چرا دم كه بندهء مقبل * قبول كرد بجان هر سخن كه مُقبل گفت [ حافظ ، غزل 88 / 9 ص 192 ] دل نشان شد سخنم تا تو قبولش كردى * آرى آرى سخنِ عشق ، نشانى دارد [ حافظ ، غزل 121 / 6 ص 258 ] ثوابِ روزه و حجّ قبول آن كس بُرد * كه خاكِ ميكدهء عشق را زيارت كرد [ حافظ ، غزل 127 / 2 ص 270 ] چو زر عزيز وجود است نظمِ من ، آرى * قبولِ دولتيان ، كيمياىِ اين مس شد [ حافظ ، غزل 163 / 10 ص 342 ] كليد گنجِ سعادت ، قبولِ اهلِ دل است * مباد كس كه درين نكته شكّ و ريب كند [ حافظ ، غزل 183 / 5 ص 382 ] صالح و طالح ، متاعِ خويش نمودند * تا كه قبول افتد و چه در نظر آيد [ حافظ ، غزل 228 / 6 ص 472 ]